سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
180
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
1 - از هيچكس از اهالى مدينه ، حجاز و عراق سلب مالكيّت و يا محروميّت از آنچه در طول خلافت على ( ع ) به دست آوردهاند نشود . 2 - خلافت پس از مرگ معاويه به حسن ( ع ) بازگردانيده شود . ( 60 ) به نظر نمىرسد ابو الفرج ، چون ديگران علاقه زيادى به نقل شرايط صلح با تفصيلات داشته باشد . بنا به گفته او ، معاويه عبد اللّه بن عامر و عبد الرحمن بن سمره را به عنوان سفراى سياسى خود براى بحث درباره مواد صلح به سوى حسن ( ع ) فرستاد . از سوى معاويه ، « آنان مواد صلح را كه معاويه بدان موافقت كرده بود به حسن ( ع ) دادند كه هيچكس متعرض شيعيان على نشود . نام على ( ع ) جز به نيكى ياد نشود و چيزهاى ديگرى كه حسن مىخواست . » ( 61 ) در عين حال جامعترين خبر در اين باره بوسيله ابن اعثم به دست ما رسيده است ( 62 ) و وى آن را بايد از مدائنى اخذ كرده باشد . زيرا ابن ابى الحديد ، ( 63 ) تقريبا همان شرايط را از مدائنى نقل مىكند . بنا به گفته ابن اعثم ، پس از حوادثى كه در مدائن رخ داد و پس از آنكه حسن ( ع ) در مقابل اشراف عراق نطقى ايراد كرد . آنچنان كه در بالا به آن اشاره رفت ، وى عبد اللّه بن نوفل بن الحارث را به سوى معاويه فرستاد تا تمايل حسن ( ع ) را به كنارهگيرى از خلافت به اطلاع او رساند و از طرف او مواد صلح را با امير شام بحث كند . تنها شرطى كه حسن ( ع ) به عبد اللّه تصريح كرد مسأله عفو عمومى مردم بود . عبد اللّه به مسكن رسيد و به معاويه گفت كه حسن به او مأموريت داده است تا دربارهء شرايط صلح از طرف او مذاكره كند ، و موارد زير را برشمرد : 1 - خلافت پس از مرگ معاويه به حسن ( ع ) بازگردد . 2 - حسن ( ع ) سالانه ، پنج ميليون درهم از خزانه مملكت دريافت دارد . 3 - حسن درآمد سالانه دارابجرد را دريافت كند . 4 - صلح و امنيّت را براى همهء مردم تأمين كند . ( 64 ) معاويه ، با شنيدن اين موضوع رقعهء سفيدى را برگرفت و مهر و امضاى خود را بر آن ضميمه كرد و به عبد الله گفت : اين رقعه سفيد را نزد حسن ( ع ) ببر و از او خواهش كن كه هر چه خود مىخواهد بر آن بنويسد . » معاويه ، همچنين از دستياران و اطرافيان خود خواست تا بر قول و امضاى